SHIA STUDIES ... شیعه شناسی

دائرة المعارف کوچک شیعه

SHIA STUDIES ... شیعه شناسی

دائرة المعارف کوچک شیعه

SHIA STUDIES ... شیعه شناسی

موسی مبرقع، برادر کوچک امام هادی(ع)

سه شنبه, ۱۳ بهمن ۱۳۹۴، ۰۶:۵۴ ب.ظ

نام: موسی بن محمد الجواد(ع)

کنیه: ابو جعفر، ابو احمد

لقب: مبرقع که از فرط زیبایی بر جمال مبارک نفاب میزد

زادگاه: مدینه

سال تولد: ۲۱۴ق

درگذشت: بیست و دوم ربیع الثانی سال ۲۹۶ ق

مدفن: قم

محل زندگی: مدینه (تا شهادت پدر)، کوفه، کاشان، قم

پدر: امام جواد(ع)

مادر: سمانه مغربیه

موسی فرزند بلافصل امام جواد(ع) و مادرش سمانه مغربیه همان مادر امام هادی است. وی دو سال بعد از امام هادی در سال ۲۱۴ق در مدینه به دنیا آمد.

 

مادر موسی مبرقع(ع)

از ازدواج امام جواد(ع) با امّ الفضل دختر مأمون سال ها گذشت. ولی امّ الفضل دارای فرزند نشد، چرا که او عقیم و نازا بود. بدین جهت امام جواد(ع)، با کنیزی پاکسرشت به نام سمانه از اهالی مغرب(بین آفریقا و اندلس) ازدواج کرد و از او در سال 212ه‍ .ق دارای فرزندی شد که همان حضرت هادی(ع) است. دو سال بعد، یعنی در سال 214ه‍ .ق فرزند دیگرش از سمانه متولد شد که او را موسی نام نهاد.

هنگامی که دست مشیّت و تقدیر الهی سمانه را به همراه کاروانی از مغرب به مدینه آورد و به همسری امام جواد(ع) مفتخر گردانید، امام جواد(ع) در شأن آن بانوی پرکرامت چنین فرمود:

نام او سمانه است، او بانویی است که حق من را می شناسد او از بانوان بهشت است. شیطان سرکش به او نزدیک نشود و نیرنگ طاغوت عنود به او راه نیابد او همواره مورد نظر خداوندی است که هرگز خواب ندارد و در مقام والای معنوی در ردیف مادران صدیقان و صالحان است[1].

 

از کودکی تا جوانی موسی مبرقع

موسی مبرقع(ع) دوران کودکی خود را در شهر مدینه در دامن مادری پاک و باتقوا همچون سمانه مغربیه و در سایه سار پدر بزرگوارش امام جواد(ع) و در جوار برادرش امام هادی(ع) سپری نمود. بدین سان شالوده علم و تقوای موسی در خانه وحی و امامت، پایه ریزی گشت با تبعید امام جواد(ع) از مدینه به بغداد، در حالی که جز شش بهار از زندگی موسی نمی گذشت، روح لطیف وی در غم فراق پدر تحت فشار قرار گرفت. موسی در چنین شرایطی، با تحصیل علوم دینی و احکام شریعت از برادر ارجمندش امام هادی(ع) به کمالات علمی و معنوی بالایی دست یافت؛ تا جایی که مردم وی را به عنوان شخصیتی برجسته در علم و تقوا می شناختند و مسائل دینی خود را از وی سؤال می کردند، ولی او به خاطر احترام فراوانی که برای برادرش امام هادی(ع) قائل بود، سعی می کرد برای پاسخگویی به مسائل به آن حضرت مراجعه نماید و بدون اجازه او به مسائل مهم پاسخ ندهد. از باب نمونه می توان به این حدیث که جناب موسی مبرقع خود راوی آن است، توجه کرد، او می گوید: در دیوان عمومی با یحیی بن اکثم برخورد کردم و او از من مسائلی پرسید. من نزد برادرم علی بن محمد امام هادی(ع) رسیدم و میان من و او پندهایی رد و بدل شد که من را در اطاعت از خودش اگاه و بینا کرد به او گفتم: (قربانت شوم! یحیی بن اکثم نامه ای برای من نوشته و مسائلی از من پرسیده تا به او پاسخ دهم) برادرم امام هادی(ع) لبخندی زد و فرمود: (پاسخ او را دادی؟!) گفتم: (نه) فرمود: (آن سؤال ها چیست؟) یکی یکی سؤال ها را بیان کردم و برادرم امام هادی(ع) جواب فرمود. از این روایت به خوبی استفاده می شود که موسی مبرقع در مدینه و عراق به عنوان یک شخصیت برجسته علمی، مورد توجه بزرگان بوده است. آن حضرت پس از مهاجرت به قم نیز مورد احترام علمای بزرگی چون احمد بن عیسی اشعری و احمد ابن اسحاق قمی و محمّد بن یحیی که ریاست دینی و دنیای مردم قم را دارا بودند، واقع گردید پرهیزگاری، امانت و تقوای موسی مبرقع نزد پدرش، امری مسلّم بود تا آنجا که حضرت امام جواد(ع) او را بعد از برادرش امام هادی(ع) متولی موقوفات و صدقات خود نمود، بی آنکه بر وی ناظر و مراقبی بگمارد. این موضوع در وصیت نامه امام جواد(ع) به صراحت بیان شده است.

 

هجرت موسی مبرقع به قم

اکثر تاریخ نویسان و محدثان و علمای انساب، اتفاق دارند بر این که موسی مبرقع فرزند امام جواد(ع) از کوفه به قم هجرت نموده و در همین شهر رحلت کرده و در محلی که هم اکنون در خیابان آیت الله طالقانی(آذر) به محله چهل اختران معروف است به خاک سپرده شده است. در کتاب تاریخ قم چنین آمده است:

 دیگر از سادات حسینی و رضوی از فرزندان امام رضا(ع)، موسی بن محمّد بن علی بن موسی الرضا(ع) صاحب رضائیه است. ابوعلی حسین بن محمّد بن نصر بن سالم می گوید: اوّل کسی که از سادات رضوی از کوفه به قم آمد ابوجعفر موسی بن محمد بن علی بن موسی بن جعفر(ع) بود، وی در سال 256ه‍ .ق از کوفه به قم آمد و در قم مقام کرد.

سفر جناب موسی به قم دیری نپایید چرا که رؤسای عرب مقیم قم به او پیغام دادند که باید از مجاورت و همسایگی ما بیرون روی موسی به کاشان رفت و مورد تجلیل و احترام احمد بن عبدالعزیز واقع شد و هدایای گران قمیتی دریافت کرد. احمد بن عبدالعزیز برای وی هزار مثقال طلا و یک اسب زین کرده به عنوان مقرری سالانه تعیین نمود و به وی تسلیم کرد[2].

پس از آن ابو الصّدیم حسن بن علی بن آدم اشعری و یکی دیگر از رؤسای عرب، با پیجویی علت بیرون رفت موسی مبرقع از قم، اهالی قم را به خاطر این عمل ناشایست توبیخ کردند و عدّه ای از بزرگان عرب را به کاشان فرستادند و با عذرخواهی، او را به قم بازگرداندند و با احترام و اکرام، از مال خود برای او خانه ای خریدند.

طبق روایتی دیگر چون اعراب قم به موسی مبرقع پیغام دادند که باید از همسایگی ما بیرون روی، او برقع را از روی خود برداشت و ایشان او را شناختند پس درباره موسی همّت و اعتقادشان محقّق شد و این خانه و سها م و اموال را به او بخشیدند.

از این دو روایت به خوبی استفاده می شود که یکی از علل بیرون راندن وی از قم نشناختن او بوده است، به گونه ای که وقتی او را شناختند، وی را بسیار تجلیل و اکرام نمودند. موسی مبرقع با این اموالی که در اختیارش قرار دادند، چند روستا، و چند زمین کشاورزی خریداری کرد و به زندگی خوبی نایل آمد آنگاه خواهرانش زینب ام محمد میمونه و دخترش بریهه به قم آمدند و تا پایان عمر در قم ماندند. یکی از توفیقات جناب موسی مبرقع و خواهر بزرگوارش زینب، در ایام اقامتشان در قم، ساختن گنبد و بارگاه برای کریمه اهل بیت حضرت معصومه(س) بوده است.

 

وفات

جناب موسی مبرقع(ع) بنا بر نقل مشهور در 22 ربیع الثانی سال 296 هجری در شهر قم وفات یافت[3]. قبر آن بزرگوار در چهل اختران قم خیابان آذر مشهور است. در زمان امام هادی(ع)، شخص فاسقی به نام یعقوب یاسر که ساقی میخانه متوکل عباسی و محبوب دربار بود، با جعل حدیثی از امام هادی(ع) سعی کرد تا شخصیت عظیم حضرت موسی مبرقع(ع) را در عالم اسلام خدشه دار نماید. این توطئه ناجوانمردانه در حالی صورت پذیرفت که حضرت موسی مبرقع(ع) بازوی ولایت و امامت برادر خویش امام هادی(ع) گشته بود و با سفرهای تبلیغی و هجرت های الهی خویش می توانست بخش های عظیمی از عراق، ایران و دیگر کشورهای منطقه را تحت تأثیر جامعیت علمی و معنوی خویش قرار داده و عموم شیعیان را در یاری رسانی به امام هادی(ع) و زمینه سازی برای استقرار حکومت اهل بیت(ع) استوار و ثابت قدم قرار دهد. این جنگ تبلیغاتی ناجوانمردانه که با هدف از کار انداختن بازوان ولایت و امامت و به نیّت کاستن از بُرد تبلیغی حضرت موسی مبرقع(ع) صورت پذیرفت، تا حدّ بسیاری توانست جامعه شیعه را تحت تأثیر و حضرت موسی مبرقع را در حصار غربت و مظلومیت قرار دهد.

 

شأن و مقام جناب موسی در نزد ائمه

عظمت و شأن این بزرگوار نه فقط به واسطه انتصاب ایشان به ائمه، بلکه بیشتر به خاطر جایگاه علمی و مقام ایشان در نزد ائمه می باشد. در اثبات مقام ایشان همین بس که امام جواد(ع) در وصیت نامه خویش تولیت صدقات و موقوفات را به ایشان واگذار کرد و با این عمل اعتماد خویش به موسی مبرقع و مراتب عدالت و تقوای آن بزرگوار را بر همگان آشکار ساخت. عکلینی رحمه الله در کافی به سند معتبر نقل کرده که جناب موسی مبرقع تولیت اوقاف را از جانب امام علیه السلام داشته اند[4]. علماء بزرگی چون شیخ طوسی و دیگران از ایشان نقل روایت کرده اند که خود گواه دیگری است بر عظمت و نقام علمی ایشان. 

 

مقام موسی بن مبرقع در نظر علما

حرم نورانی که به انوار مقدّس حضرت موسی بن تقی الجواد و چهل اختر تابناک(ع) منوّر است، مورد توجّه بیش از پیش مؤمنین و ارادتمندان اهل بیت(ع) می باشد که علما و مراجع عظام توجه ویژه ای نسبت به این امامزاده موسی مبرقع و چهل اختران می نمودند از آن جمله مرحوم آیت الله العظمی بهجت(ره) می فرمودند: اگر کسی خدمتی به حضرت موسی بن مبرقع(ع) نماید مورد عنایت اهل بیت(علیهم السلام) و امام جواد(ع) و امام زمان(عج) واقع می شود. یکی از اولیای خدا نقل می کند: شبی در عالم رؤیا، حضرت امام رضا(ع) را دیدم که از مردم گلایه می کردند و می فرمودند: (به مردم بگویید چرا به زیارت نواده من، موسی مبرقع، نمی روند[5].

همچنین علما و بزرگانی مانند آیت الله العظمی بروجردی، آیت الله العظمی مرعشی نجفی و آیت اله کشمیری بر زیارت امامزده موسی مبرقع و 42 امامزاده دیگر در چهل اختران مداومت داشته و بر انجام آن تأکید می نمودند.

به نقل از تولیت آستان مقدس امامزاده موسی مبرقع(ع)، مرقد شریف این بزرگوار همواره در طول زمان مورد توجه علما و فضلا قرار داشته است که از جمله آن ها می ‌توان به تشریف فرمایی امام خمینی(ره) در سال 1358 به این مکان اشاره کرد و همچنین می ‌توان به زیارت آیت الله بروجردی(ره) و آیت الله بهجت(ره) اشاره داشت و از مراجع کنونی نیز آیت الله نوری همدانی، آیت الله صافی گلپایگانی و آیت الله جوادی آملی نیز به طور متناوب به زیارت این امام‌ زاده می‌آیند.

علت نامگذاری امام‌زاده موسی به مبرقع

مدیر آستان امام‌زاده موسی مبرقع(ع) ادامه داد: موسی مبرقع(ع) همچون حضرت یوسف(ع) دارای چهره زیبایی بودند تا جایی که در هنگام عبور از بازار مردم دست از کسب و کار خود برداشته و به ایشان خیره می‌شدند به همین دلیل، برقع (روی بند) به صورت انداختند تا مبادا باعث گناه فردی شده و این از تقوای ایشان نشأت می‌گیرد و به موسی مبرقع(ع) معروف شدند.

 

منابع برای مطالعه بیشتر:

  • البدر المشعشع فی احوال الموسی المبرقع نوشته مرحوم حاجی نوری

  • اضواء علی حیاه‌ موسی المبرقع تألیف حاج سید علی تقی کشمیری

  • تاریخ قم نوشته محمدحسین ناصرالشریعه

  • موسى المبرقع تألیف شیخ محمد کجورى طهرانى

 

والسلام


منابع:

  • سایت ویکی شیعه

  • سایت  مرکز پژوهش و سنجش افکار سازمان صداوسیما

 


[1] محلاتی، ذبیح الله، ریاحین الشریعه، ج 3، ص 23؛ موسوعة الامام الجواد(ع)، ص 41

[2] ناصرالشریعه، محمدحسین، تاریخ قم، ص 215 و 216

[3] بحارالانوار: ج 50 ص 161_162؛ تاریخ سامراء، ج 3 ص 302

[4] کافی، ج 1 ص 261

[5] رمضان نژاد، محمدرضا، یادگار امام جواد(ع)، ص58

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۴/۱۱/۱۳
سید رضی آل غفور

موسی مبرقع

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی